به سايت انجمن خوشنويسان شهرري خوش آمديد .
سخن روز
امام حسین علیه السلام:
عاجزترین مردم كسی است كه نتواند دعا كند . / بحارالانوار جلد 93 صفحه 294
 
پيوندها
انجمن خوشنويسان ايران
 
تصویر تصادفی
 
قاصدك

با دودستش تشنگي را آب داد

موجهاي خسته را تاب داد

چشم خورشيد جهان جريان گرفت

آب را بخشيد و بعد باران گرفت

جرعه جرعه عشق و مستي پا گرفت

ابر دلتنگي به مشكي جا گرفت

ابر مشكش تشنه طغيان ميكند

قلب اقيانوس طوفان ميكند

تيغ شمشيرش به خون سيراب شد

 تشگي هم تشنه تر از آب شد

آب در دستش هياهو مي كند

ذكر لبهايش عطش رو مي كند.

با عطش آتش هويدا مي شود

محشري در سينه پيدا مي شود

با عطش آتش گلستان مي شود

كعبه ي از خون نمايان مي شود

فاطمه عبدي(قاصدك)

 
گفت و گو


گفت‌و‌گو با استاد «عليِ علي» خوشنويس و بحث بر سر ضرورت ساخت مقبره براي «عماد الكتّاب»

نشاني از عشق بر خانة ابدي استاد خوشنويس

مريم نظري


دغدغه چندين ساله استاد علي علي، «عماد الكتّاب» است. البته كم توجهي به هنر خوشنويسي و استادان قديم و معاصر آن در كشور، دغدغه هميشگي او را تشكيل مي‌دهند، اما همواره عماد الكتّاب جايگاه ويژه‌اي براي او داشته است؛ چرا كه مزار عماد الكتّاب در گورستان متروك «امام زاده عبدالله» شهرري قرار دارد و خود استاد نيز ساكن شهرري است.



عمادالكتّاب، استاد صدساله نستعليق

ميرزا محمد حسين سيفي قزويني ملقب به «عمادالكتّاب» از استادان خوشنويس خط نستعليق در يكصد سال گذشته بود. او در 27 فروردين سال 1240 شمسي در قزوين متولد شد. وي آخرين حلقه از زنجيره استادان قديم خوشنويسي است كه اين هنر را به خوشنويسان معاصر پيوند داد. او مروج كتابچه‌هاي «رسم‌المشق» است.

عمادالكتّاب از نقاشي آب رنگ و سياه قلم نيز سررشته داشته است و با قريحه شاعري كه دارا بوده، گاهي تفنني شعر مي‌سروده است.

او نسخه‌اي از شاهنامه فردوسي را براي مظفر الدين‌شاه خوشنويسي كرد و به اين مناسبت لقب «عمادالكتّاب» گرفت.

زندگي عمادالكتّاب به سبب عضويت او در گروه تروريستي كميته مجازات، خالي از گرفتاري‌ها نبوده و به جز اواخر عمر كه شغل درباري داشته و در راحتي و آسايش زندگي كرده؛ باقي عمرش پر از حوادث ايام بوده است.

او در انقلاب مشروطه به جرگه آزادي خواهان پيوست و در كودتاي محمدعلي شاه آواره كوه و بيابان شد و پس از فرار شاه مستبد، هفت سال معلم مشق احمدشاه شد. در چند سال آخر عمر نيز در دربار پهلوي سمت خوشنويس مخصوص داشت.عضويت او در انجمن مخفي «كميته مجازات» به سال 1294 شمسي باز مي‌گردد. هدف اين انجمن از بين بردن هواداران موثر انگليس در ايران بود. ماموريت نوشتن شب نامه‌هاي اين كميته با عمادالكتاب بود و هيچگاه گزارشي از انجام ترور توسط او ثبت نشده است.

جا دارد اينجا ذكر شود كه بخشي از سريال تلويزيوني «هزاردستان» به كارگرداني علي حاتمي كه بعدها به صورت مجزا و با نام «كميته مجازات» نيز عرضه شد، برداشت آزادي است از وقايع مربوط به كميته مجازات كه جزئيات آن با حقايق تاريخي دقيقاً انطباق ندارد.

شخصيت «رضا خوشنويس يا رضا تفنگچي» در اين فيلم با بازيگري جمشيد مشايخي، آميخته‌اي از شخصيت عمادالكتاب و ميرزا رضا كلهر در روايتي شخصي از نظر كارگردان است.

پس از فروپاشي اين كميته با خيانت يكي از اعضاي آن، عمادالكتاب به پنج سال حبس محكوم شد.او پس از آزادي از زندان در شصت سالگي،‌مدت‌ها در قم تحت نظر بود تا آنكه در عهد سلطنت رضاشاه پهلوي آزاد و در دفتر مخصوص دربار ، مامور تحريرات شد.

عمادالكتاب در هفتاد و پنج سالگي و در 26 تير 1315 شمسي در تهران درگذشت. او شاگردان بسياري داشت كه از آن ميان علي منظوري، ملك الخطاطين، حسن زرين‌خط، علي‌اكبر كاوه، ابراهيم بوذري، علي‌آقا حسيني، و تقي‌حاتمي هر يك به مقام استادي رسيده‌اند.



استادان كل

استاد علي كه نشان درجه يك هنري از وزارت ارشاد و مدرك استادي از انجمن خوشنويسان ايران دارد، در مدت 30 سالي كه در انجمن خوشنويسان تهران و شهرري و ورامين فعاليت داشته، به تربيت بيش از 150 هنرجوي ممتاز پرداخته است. او مي‌گويد: در تاريخ خوشنويسي ايران، سه استاد كل داريم. اين سه نفر كساني هستند كه حذفشان امكانپذير نيست و اگر اينها را حذف كنيم، در واقع بخش بزرگي از تاريخ خوشنويسي‌مان از بين مي‌رود. اين سه نفر عبارتند از: ميرعماد، ميرزا محمدرضا كلهر و عمادالكتاب كه اين سومين نفر در اين جمع تاثيرش بر نسل معاصر بيش از ديگران بوده است.استاد علي كه به تازگي مجموعه آثارش با عنوان «بهانه بهار» و به همت دوستان و شاگردانش به چاپ رسيده است، درباره عمادالكتاب مي‌گويد: عمادالكتاب واسط و رابطي ميان خوشنويسي دوره قاجار و نسل دوره ما است؛ نسلي چون استاد حسين ميرخاني. هيچ خوشنويس معاصري نمي‌تواند بگويد كه من از روي عماد كار نكردم. استادان حسن و حسين ميرخاني با وجودي كه شاگردان پدرشان بودند و پدرشان هم شاگرد مستقيم كلهر بود ولي اين دو از روي عمادالكتاب كار كرده‌اند.



آشنايي نخست

او با يادآوري زحمات، تحمل كردن‌ها و تشويق‌هاي پدرش محمود، به استادان خود اشاره مي‌كند: مهمترين استادم مرحوم استاد مهدي عربشاهي بود. از دوره چهارم دبستان با ايشان دوست و همكلاس بودم و حتي پشت يك ميز مي‌نشستيم و با وجودي كه ايشان هيچگاه خود را استاد من نمي‌دانست ولي من هميشه خود را شاگرد ايشان مي‌دانم و ايشان تاثير بسياري بر زندگي و خط بنده گذاشت، او از شش سالگي مي‌نوشت. استاد بعدي‌ام مرحوم محمد صانعي خوانساري از شاگردان مستقيم حضرت عمادالكتّاب بودند. پنجشنبه‌ها كه براي زيارت قبر استادشان مي‌آمدند ما مي‌رفتيم خدمت ايشان و از محضرشان استفاده مي‌كرديم. از همان جا بود كه من با عماد‌الكتّاب و آثارش آشنا شدم كه تاثير بسياري روي خط بنده گذاشت. چند مدتي هم از محضر استاد غلامحسين اميرخاني بهره‌ بردم.

استاد علي با يادآوري اين كه عمادالكتّاب علاوه بر خوشنويس بودن، اديب، شاعر و نقاش هم بوده است، عضويت وي را در كميته مجازات از امتيازات او به عنوان يك هنرمند مي‌داند.

چون معتقد است كه عمادالكتاب نسبت به شرايط سياسي زمانه خويش بي‌تفاوت نبوده است.

وي ادامه مي‌دهد: عمادالكتّاب در شرايط بد تاريخي زندگي مي‌‌كرد و با اين حال يكه و تنها در زمينه خوشنويسي تاخت. مثلاً در خوشنويسي دوره قاجار اگر از ميرزا محمدرضا كلهر صحبت مي‌شود، رقباي ديگري چون كاتب‌السلطان و ميرزا غلامرضا اصفهاني هم در كنارش بودند ولي عمادالكتّاب يكه و تنها با سختي‌هاي زمانه خود و در شرايط راكد وضعيت هنري آن زمان به خوشنويسي پرداخت و آن را نيز به بهترين نحو به انجام رساند.



ويژگي خوشنويسي استاد

اين استاد انجمن خوشنويسان درباره ويژگي‌هاي خوشنويسي عمادالكتاب توضيح داد و گفت: خط تحريز عمادالكتاب شايد در تاريخ خوشنويسي بي‌نظير باشد. او علاوه بر اينكه رسم‌الخط را براي اولين بار ابداع كرد، قاعده تقطيع را هم در خوشنويسي به وجود آورد؛ يعني خط را براي خوشنويسي قطعه قطعه كرد. مثلاً اكنون گفته مي‌شود حرف «ن» با دو حركت نوشته مي‌شود، ولي هيچ يك از خوشنويسان پيش از عمادالكتّاب «نون» را به اين صورت ننوشته‌اند و يك تكه خوشنويسي كرده‌اند، حتي خود ميرزاكلهر. اما عماد با قطعه قطعه كردن خوشنويسي، حروف آموزش خوشنويسي را ساده كرد.

ايشان معتقد است كه: با دقت در خط قدما اصلاً نمي‌توان فهميد چه كرده‌اند و كجا قلم را برداشته‌اند و دوباره گذاشته‌اند، ولي درخط عمادالكتّاب اين مكث‌ها كاملاً ديده مي‌شود. ضمن اين كه عمادالكتّاب فرهنگ جديدي را به خوشنويسي وارد كرد. او بر اين باور بود كه خط بايد شيرين و جذاب باشد و بايد حال داشته باشد. البته اگر در كنار اين ويژگي، صاف هم باشد عالي است، ولي اگر هم نبود، مي‌شود از آن گذشت كرد و به جايش به آن حال اضافه كرد. طبيعتاً كسي كه تلاش مي‌كند خط را بيش از حد صاف و پاكيزه بنويسد، توجه زياد به آن باعث از دست رفتن حال اثر مي‌شود و جذابيت خط كاهش مي‌يابد. درست مثل كسي كه بخواهد موسيقي را فني و از روي قاعده بنوازد تا اين كه سازش را به راحتي در دست گرفته و في‌البداهه شروع كند. صداي موسيقي به دو حالت متفاوت در خواهد آمد. امروزه طرفداران شيوه عمادالكتاب در خوشنويسي بسيارند. كساني كه حال خط را زياد كرده‌اند و بخشي از صافي آن را كاهش داده‌اند.



ميرعماد، كلهر، عمادالكتّاب

او مي‌گويد: البته در تاريخ خوشنويسي، نوابغي چون ميرعماد هم داريم كه در هر دو اينها كامل بوده است. او يك استثناء است؛ به طوري كه هيچ يك از شاگردان پس از او نتوانسته‌اند عالمي كه ميرعماد داشته، داشته باشند تا هم خوب و صاف و محكم و هم با حال و بسيار لطيف بنويسند. گونه‌اي كه آدمي باد ديدنش به وجد آيد.

استاد علي اين بار درباره ميرعماد مي‌گويد: ميرعماد در دوره صفويه زندگي مي‌كرد. او كسي است كه خط و خوشنويسي را به قاعده درآورده است. به هر كجاي دنيا كه برويد، خط فارسي را با خط ميرعماد مي‌شناسند و اصلاً نستعليق را خط ميرعماد مي‌نامند.

300 سال پس از ميرعماد، ميرزا رضا كلهر آمد. در دوره او چاپ سنگي رواج پيدا كرده بود و اين شيوه چاپ باعث از بين رفتن ظرافت‌هاي خوشنويسي به شيوه ميرعماد شد. كلهر براي بر طرف كردن اين مشكل، مكتب جديدي را در خوشنويسي پايه‌گذاري كرد. او اتصالات بين حروف را چاق تر كرد و تغيير در قلم داد. اين تغييرات فقط در قلم كتابت و براي چاپ سنگي بود. او براي سرعت بخشيدن در نوشتن، اندازه‌هاي حروف را كوتاه كرد و براي اين كه كلمات در فضاي محدود چاپ سنگي جاي گيرند، از كرسي دوم زياد بهره برد و كلمات را روي هم سوار كرد. اين شيوه‌هاي نگارش در سياه مشق و در قلم‌هاي مشقي كلهر استفاده نمي‌شد.

استاد علي ، عمادالكتاب را به نوعي ادامه دهنده شيوه كلهر مي‌داند و مي‌افزايد: عمادالكتاب بدون اين كه كلهر را ديده باشد، بسيار علاقه‌مند به مكتب كلهر مي‌شود. او مكتب كلهر را محكم و استوار كرده و به نسل‌هاي بعدي انتقال مي‌دهد. طبيعتاً اگر شاگردان عمادالكتاب نبودند، شايد اكنون خوشنويسي هم به اين شكل وجود نداشت. چون در زمان عمادالكتاب قرار بود خط نستعليق عوض شود كه حضور عمادالكتاب و شاگردانش باعث ماندگاري اين خط و انتقال آن به نسل بعد شد.



فرصت زندان!

استاد علي، پنج سال حبس عمادالكتاب در زندان را فرصتي براي تحول خوشنويسي او بيان مي‌كند و توضيح مي‌دهد: عمادالكتاب در اين مدت حبس در زندان در واقع فقط پنج سال به طور مستمر نوشت. او هر آنچه را كه در زندان مي‌نوشت، در يك گوني مي‌ريخت. بعدها كه آزاد مي‌شود اين گوني را به زندانباني كه دوستش داشت مي‌دهد. اين زندانبان هم گوني پر از آثار خوشنويسي عمادالكتاب را به خانه‌اش برده، آن را در انبار خانه‌ جاي مي‌دهد. اين آثار همانجا مي‌ماند تا زماني كه زندانبان مي‌ميرد. پس از مرگ او، همسر زندانبان اين گوني را به دوره گردي مي‌فروشد و اين گوني از طريق دوره گرد، دست به دست، فروخته مي‌شود و از آنجايي كه آثار عمادالكتاب در زندان بايد به هر صورتي كه بود باقي مي‌ماند، در نهايت سراز سازمان اسناد كتابخانه ملي در مي‌آورد و اكنون كل آثار خوشنويسي داخل گوني در اين سازمان است. كتابي توسط اين سازمان از آثار عمادالكتاب منتشر شده كه آثار خوشنويسي پيش از زندان، گلچين آثار زندان اون و آثار پس از زندانش در آن به چاپ رسيده است.



حفظ مزار بزرگان

استاد خوشنويس انجمن خوشنويسان ايران با بيان اين كه هيچگاه نمي‌توان بزرگان عالم هنر، علم يا سياست را از تاريخ حذف كرد، مي‌گويد: وظيفه هر كس در جامعه ما شناسايي آثار باقي‌مانده از اين اشخاص، مرمت و بازسازي و حفظ و نگهداري اين بقاياست. يكي از آثار باقي‌مانده از اين بزرگان،‌مزار آنان است كه بايد شناسايي و به بهترين نحو حفظ شود. در عالم خوشنويسي نيز اكنون وظايفي بر ما واجب است كه لااقل استادان خوشنويسي سرزمين‌مان مقبره شناخته شده‌اي داشته باشند و عمادالكتاب كه در راس خوشنويسان معاصر قرار مي‌گيرد، مقدم‌تر است تا مسئولان فرهنگي كشور مراسم تجليلي براي او برگزار كنند يا حداقل مزارش در امام‌زاده عبدالله به گونه‌اي متفاوت از ديگر قبور و به صورت مقبره‌اي مشخص شناسانده شود. متاسفانه در حال حاضر بسياري كه به زيارت قبر او مي‌آيند، با ديدن وضعيت مزار او تاسف مي‌خورند.وي وضعيت مزار عمادالكتاب را چنين توصيف مي‌كند: قبر او در امامزاده عبدالله سنگ شكسته‌اي دارد و كنار ديوار گورستان متروك اين امامزاده قرار گرفته كه تا چندي قبل حتي محل تجمع معتادان بوده است.

استاد علي معتقد است كه علاوه بر عماد الكتاب، بزرگان ديگري هم در اين گورستان قديمي مدفون هستند. او مي‌گويد: شاعران و حتي سياسيوني در آنجا مدفون‌اند. مزار خوشنويسي چون «عبدالحميد ملك‌الكلامي» كه خط او در آرامگاه حافظ محفوظ است، در اين امامزاده قرار دارد؛ يا قبر مرحوم «كيميا قلم» در آنجاست. مرحوم «استاد باقري» از تذهيب‌كاران بزرگ تاريخ ايران هم در آنجا دفن است.

او درباره مزار دو استاد ديگر كل در خوشنويسي هم اين گونه اظهار مي‌دارد: شنيده‌ام مقبره ميرعماد، در اتاقكي پشت ميدان نقش جهان اصفهان، اكنون تبديل به انبار چرخ دستي‌هاي بازاريان شده است و اگر به آن توجهي نشود ممكن است از بين برود؛ چون در آنجا كسي نمي‌داند كه اين قبر متعلق به ميرعماد است. قبر ميرزا رضا كلهر هم مدت‌هاست از بين رفته است. گور او در ميدان حسن‌‌آباد و در محل آتش‌نشاني بوده است. علاوه بر كلهر، سرميرزا كوچك‌خان جنگلي و جسد ميرزا رضا كرماني هم آنجا دفن شده بود كه پيش از انقلاب اين گورستان قديمي از بين رفت و اكنون به آتش‌نشاني تبديل شده است.



فراخواني براي ساخت مقبره

استاد علي تلاش‌هايي را كه طي سال‌ها براي ساختن مقبره عماد‌الكتاب كرده است به ياد مي‌آورد و مي‌گويد: بنده و استاد مرحوم عربشاهي كه قبل از انقلاب جواناني هجده ـ نوزده ساله بوديم، در روزنامه فراخواني براي طرح مزار او داديم. حتي يك حساب بانكي باز كرديم و از هنرمندان براي ساخت آن تقاضاي كمك مالي داشتيم. در آن روزها انجمن خوشنويسان هنوز شكل نگرفته بود.متاسفانه اين تصميم ما مصادف با وقوع انقلاب شد و متوقف و منتفي شد.

پس از انقلاب هم دوباره در سال 71 اقداماتي را براي مزار او انجام داديم، ولي متاسفانه هيچ‌كسي به پيشنهاد ما حتي توجهي هم نكرد. پس تصميم به زنده كردن همان فراخوان در روزنامه گرفتيم كه در اين حين شنيديم قبرستان امامزاده عبدالله اصلاً قرار است تخريب و به پارك تبديل شود.البته در اين ميان خوشبختانه مقبره‌دارها شكايت كردند و تخريب آن هم منتفي شد تا اينكه اتفاقي رخ داد و متوجه شديم كه شهرداري منطقه 20 تهران، آن بخشي از قبرستان را كه جمعي از بزرگان همچون عمادالكتاب و مرحوم استاد باقري در آنجا دفن هستند، دارد بازسازي مي‌كند. وقتي از اين اتفاق مطلع شدم، نزد پيمانكار اين پروژه رفتيم و از ايشان خواستم كه سنگ قبرهاي تمامي اشخاص شهير آنجا را در بازسازي حفظ كنند و ايشان پذيرفتند و همانجا پيشنهاد ساخت مقبره‌اي براي عماد‌الكتاب را مطرح كردم كه با استقبال ايشان رو به رو شد.

در همين ارتباط جا دارد از شهردار منطقه 20 تهران، مهندس عبد‌اللهي، مهندس غفوري معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري منطقه 20 و نيز دكتر اكبري مشاور فرمانداري و از اعضاي شوراي فرهنگي منطقه 20 تشكر مي‌كنم. در جلسه دو سه ساعته‌اي كه با اعضاي شوراي فرهنگي شهرداري داشتيم و در آن جلسه تمامي مسئولان فرهنگي شهرري هم حضور داشتند، تقاضاي خود را براي ساخت مقبره مطرح كردم كه مهندس عبداللهي و كل اعضاي شوراي شهر موافقت كردند و قرار شد در جلسه‌اي كه متقابلاً داريم، چند نمونه طرح را براي مقبره عمادالكتاب به همراه ببريم.

استاد علي ادامه مي‌دهد: ما تصميم گرفتيم فرصت يك ماهه‌اي براي طراحان مقبره قرار دهيم و بايد يادآور شوم كه اين فراخوان جنبه و سودمادي براي طراحان ندارد و آنان مي‌توانند از سر عشق به عمادالكتاب طرح‌هاي ماندگار خود را براي ساخت مقبره وي ارائه دهند.

او در پاسخ به اين كه «اين فراخوان از سوي چه نهادي داده شده است؟» مي‌گويد: در واقع اينجا من به نمايندگي از سوي دو گروه صحبت مي‌كنم، يكي به عنوان نماينده هنرمندان و علاقه‌مندان به عماد‌الكتاب و ديگري به عنوان نماينده تام‌الاختيار دفتر مركزي انجمن خوشنويسان ايران.

من حتي براي ارائه اين پيشنهاد و پيگيري آن از سوي انجمن نامه معتبري دارم. انجمن خوشنويسان ايران از ساخت اين مقبره پشتيباني معنوي مي‌كند و شهرداري منطقه 20 تهران (شهرداري شهرري) هم براي ساخت آن بودجه محدودي تعيين كرده است كه پس از انتخاب طرح، ساخت آن با ياري شهرداري منطقه 20 به اجرا در‌مي‌آيد.

استاد علي درباره ويژگي‌هاي طرح مورد نظر براي مقبره عمادالكتاب اظهار مي‌دارد: طرح بايد ساده باشد و ماندگار؛ مثل مقبره حافظ. طرح ارتفاع دار و در شأن ايشان باشد. مثلاً ارتفاع 2 متر براي مقبره،‌ آن را تبديل به قبري معمولي مي‌كند. طرح مقبره اگر تلفيقي از نمادهاي سنتي با فرم‌هاي مدرن باشد، زيباتر و امروزي‌تر مي‌شود.

او با يادآوري مهلت يك‌ماهه براي ارسال آثار، چنين به توضيحات خود پايان مي‌دهد: اكنون امامزاده عبداله در حال بازسازي است و اگر دير بجنبيم پيمانكارها مي‌روند و ديگر نمي‌توان كاري كرد. پس علاقه‌مندان و عاشقان عمادالكتاب و هنرخوشنويسي مي‌توانند طرح‌ مناسب و ماندگار خود را به نشاني: دفتر مركزي انجمن خوشنويسان ايران، واقع در خيابان انقلاب، چهار راه كالج، خيابان خارك، شماره 59 ارسال كنند و براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 66741893 تماس بگيرند.

منبع : روزنامه اطلاعات 26 مرداد 89

codex21x

page25

 

منوي كاربري
نام کاربری :
کلمه عبور :

 
 
تازه ها
 
آخرین اخبار
 

 
 
.: تمامی حقوق اين سايت متعلق به انجمن خوشنويسان شهرري می باشد :.